همکاری در خرید و فروش کتاب
تبلغات متني

خبر : دموکراسی برند

كد خبر    :  4301
  مدير
تاريخ خبر :  1394/11/23 - 12:58:23
دموکراسی برند عبارت است از این ایده که برند شما چیزی که شما می‎گویید نیست، بلکه ترجیحا مجموع چیزهایی ست که مردم و مصرف کنندگان هر دو در رابطه با آن برند می‎گوید. این امر نه تنها برای ما، که برند‎هایمان را مدیریت می‎کنیم دارای مفهوم وسیعی است، همچنین نشان می دهد ما در رابطه با طبیعت سازمان‎هایمان چه تغییراتی باید انجام دهیم.

حدود دو ماه قبل با این مقاله بر خورده بودم. این مقاله برای شخص من بسیار جالب و جذاب بود.

و افقی تازه برای من گشود. وب سایت وب برندینگ برای من که خیلی مفید بود و آغاز کار من برای مطالعه و فهمیدم طرز کار سایت های جدید بود. یعنی نگاه به سایت و وب رو برای من عوض کرد. از شکل سنتی آن که تنها مکان هایی برای بازدید و وقت گذرانی و حداکثر تبلیغات و جذب مشتری هستن به یه مغازه واقعی و حقیقی و یه برند جدید در دنیا عوض شده اند.

البته این متن تنها از یه مقاله آنها استفاده نمی کند. ولی به جهت رعایت اصل احترام و رعایت مرجع متن، یکی از مقالات که عمده استفاده شده در این متن رو درج می کنم. و البته بیشتر متن هم یه جورایی برداشت خودم از مطالب این سایت است.

معنای واقعی وب برندینگ یا دیجیتال برندینگ چیست؟

اگر دیدگاهی سنتی به موارد مرتبط با برندینگ داشته باشیم باید بگوییم که یک برند عبارت است از: “نام، شعار، طراحی، نماد یا هر گونه ویژگی دیگری که به شیوه‎ای متفاوت اجناس یا خدمات یک فروشنده را از فروشنده‎های دیگر متمایز می‎کند (دیکشنری انجمن بازاریابی آمریکا). در حقیقت، کلمه‎ی برند، از یک کلمه‎ی قدیمی اسکاندیناویایی به اسم brandr مشتق شده است که معنی آن “داغ کردن” است و در رابطه با علامت گذاری احشام، با داغ کردن آنها استفاده می شده است.
در طول سال‎های متوالی تفکرات قبلی‌ای که از برندینگ وجود داشته‎اند‎، به نحوی توسعه یافته است که طیف وسیع تری از جنبه‎های مختلف این موضوع را در بر می گیرد. در کنار این تفکرِ که هویت بصری محور اصلی آن را تشکیل می دهد، ما‎ اندیشه‎ها، احساسات، دیدگاه‎ها، تصاویر، تجربیات، اعتقادات، روش‎های برخورد و موارد بسیار دیگری را در نظر می گیریم که با یک برند در ارتباط هستند. این مجموعه (اندیشه‎ها، احساسات، دیدگاه‎ها و….) “تصویر برند” ما را تشکیل می‎دهند و همچنین ما می‎توانیم تجربه ای که در رابطه با یک برند کسب می‎کنیم را به عنوان “تجربه برند” مان بنامیم. یا اگر بخواهم خیلی راحت تر بگویم اینطور تعریف می کنم.
یک برند “شخصیت” چیزی است.

اما هیچان انگیزترین چیزی که تا کنون با آن مشاهده کردم این عبارت بوده است.

دموکراسی برند

دموکراسی برند عبارت است از این ایده که برند شما چیزی که شما می‎گویید نیست، بلکه ترجیحا مجموع چیزهایی ست که مردم و مصرف کنندگان هر دو در رابطه با آن برند می‎گوید. این امر نه تنها برای ما، که برند‎هایمان را مدیریت می‎کنیم دارای مفهوم وسیعی است، همچنین نشان می دهد ما در رابطه با طبیعت سازمان‎هایمان چه تغییراتی باید انجام دهیم. 

دوره، دوره رسانه هایی است که به عنوان تریبون استفاده می شوند.

اگر برند شخصیت “چیز یا موجودیتی” است، پس رسانه‎ی دیجیتال به ما این توانایی و فرصت را می‎دهد که شخصیت “حقیقی” آن چیز یا موجود را درک کنیم. این درک سپس می‎تواند فرصتی در اختیار ما قرار دهد تا بواسطه‎ی آن به تصمیم گیری‎های ما کمک شود. از دیدگاه مشتری، دنیای دیجیتال و رسانه های دیجیتالی یک فرصت فوق العاده است. به عنوان مثال، به جای اینکه به دنبال تماس تلفنی  با مرکز پشتیبانی به مدت ده دقیقه پشت خط بمانم و جز تحمل کردن صدایی که می گوید: ” شما نفر بیست و پنجم در صف انتظار هستید.” ، گزینه‎های اندک و کمی پیش رو داشته باشم، می توانم مستقیما به یکی از کانال‎های رسانه‎ی اجتماعی مراجعه و خشم و نارضایتی خود را از این طریق بسیار شفاف و گویا بیان نمایم. حالا من یک سکوی جهانی در اختیار دارم که از آن‎جا به تمامی مشتری‎های بالقوه‎ی دیگری که آن بیرون هستند، دسترسی داشته و می‎توانم به شیوه‎ای عالی یک برند را تحت تاثیر قرار دهم و بازخورد منفی و نارضایتی خود را به جای اینکه در گوش اپراتوری که یک گوشش در و یک گوشش دروازه است، در یک شبکه اجتماعی برای هزاران نفر ارسال نمایم.
این امکان تا پیش از ظهور عصر دیجیتال امکانپذیر نبود(یا حداقل، بی نهایت مشکل بود). شکایت بسیار گویا و مشخص من سپس تبدیل به دیدگاه سایرین نسبت به آن برند (منصفانه یا غیرمنصفانه) می‎شود و ناگهان سال‎ها تلاش برای ساخت یک برند می‎تواند بسیار سریع آشفته شود.
من از این فرآیند یک نتیجه بزرگ می گیرم:

محیطی که شرکت‎های تجاری در حال فعالیت در آن هستند، بسیار دستخوش تغییر است و اگر آن‎ها این تغییر را نادیده بگیرند می‎تواند منجر به بروز مشکلاتی شود که حاصل تلاش‎های آن‎ها را نابود سازد.

از یک نقطه نظر ساده تر هم می‎توان به این توانایی درگیر شدن با برند و تحقیق در رابطه با یک برند نگاه کرد. شاید من به دنبال تحقیق در رابطه با خرید یک ماشین یا یک سرویس B2B باشم. امروزه من می‎توانم تحقیقات زیادی انجام دهم و قبل از اینکه با فروشنده ماشین یا نمایندگی های شرکت سازنده صحبت کنم، سری به وب برنم. زمانی که من این گام نهایی را برمی دارم (صحبت با فروشنده یا نمایندگی) سطح آگاهی‎ام بسیار بیشتر شده است و قبل از اینکه مستقیما با آن‎ها درگیر شوم دید عمیقی نسبت به آن برند به دست آورده ام. در حقیقت، من براساس اطلاعاتی که از منابع مختلف به صورت آنلاین به دست می‎آورم ممکن است حتی تصمیم بگیرم برندهای خاصی را حذف کنم!
این اطلاعات می‎تواند در یک وب سایت دیگر (جدا از وب سایت‎های مرتبط با خود برند) به شکل یک مقاله‎ی نقد و بررسی یا نظر فردی باشد که هرگز من او را ندیده ام، و من ممکن است تصمیم خود را براساس آن‎ها، نه چیزی که خود آن برند می‎گوید، بگیرم. شما در اطراف خود تاثیرات چنین بازخوردهایی را هر روز می بینید.

 

البته این مقاله طولانی است. به طور خلاصه باید بگم که بعدش مثال زد شرکت ایران خودرو رو به عنوان یکی از بزرگترین برند های ایران.

و نشون به اون نشون که تو صفحه آپارت وقتی بچرخی و کلمه ایران خودرو رو سرچ کنی، چی می بینی؟ اره کلیپ هایی که به طور مشخص به ضعیف دونستن محصولات آنان یا انواع و اقسام شوخی ها با ایران خودرو می پردازند.

که نشون می ده این شرکت اصلا نگاهی حرفه ای به برند و برند سازی نداره.

این مطلب می خواد بیان کنه وقتی می خوایم سایتی رو ایجاد کنیم، به این قابلیت هم توجه داشته باشیم که این سایت برند ما است. و نشان دهنده شخصیت این کسب و کار، نشان دهنده شخصیت مدیران برند و تأمین کنندگان مطالب سایت هم است. و در ارتباط با مشتری هم بسیار مهم است.

لذا باید در این مورد سعی بشه که رعایت خیلی مطالب بشه. به خصوص رعایت اصول مشتری مداری و ارتباط محترمانه با مشتری و جلب نظر و رضایت او. بدون این موارد، این سایت، چیزی جز یه صفحه نمایش تبلیغات ما بدون اعتماد سازی در مشتریان نیست و آن پیشرفت و توسعه ای که مد نظر ما در گسترش کارمون است رو ندارد. 

 

 

شما اولين نفري باشيد كه نظر ارسال مي كند.

فرم ثبت نظر

نام و نام خانوادگی
ایمیل
وبلاگ
نظر و کامنت
كد امنيتي